![]() |
![]() |
|
| اجتماعی -هنری -فرهنگی |
|
درمان امراض و بيماريهاي جسمي در طب سنتي شهرستان تفت منطقه يزد با روشهاي درماني مختلفي همچون گياه درماني، دود درماني و يا داغ درماني انجام ميگرفته است. اكثر بيماريها و امراض جسمي در طب سنتي شهرستان تفت به شيوههاي گياه درماني برطرف ميشده است. به عنوان نمونه درمان درد كليه و مثانه در طب سنتي مهريز با مصرف جوشانده هسته گيلاس و كاكل ذرت انجام ميگرفته و يا براي درمان زخم معده جوشانده غليظ ريشه متك (شيرين بيان) را با آب ميخوردند. اطباء قديم تفت براي درمان يرقان(زردي)، گياهان دارويي ترنجين و شيرخشت را در آب خيسانده و به بيمار ميخوراندهاند و يا جهت رفع دانههاي عفوني يا دمبل، ابتدا پودرهستههاي زرد آلو و شفتالو را با مغز نخاع گوسفند مخلوط كرده و سپس اين تركيب را روي موضع ميگذاشتند كه بعد از چند دقيقه ميكروب و عفونت از زخم خارج ميشد و بيمار بهبودي مييافت. مخلوط زرده تخممرغ، گياه بيخ آزار و آرد گندم نيز تركيبي بود كه طبيبان سنتي اين ديار جهت رفع در رفتگي استخوان يا شكستگي استفاده ميكردهاند. معمولاً جوشانده شاتره و گياه سياوشان هم براي درمان دل درد نوزادان تجويز ميشده است. نكته جالب ديگر اين كه در صورت بروز ناراحتي گوارشي در نوزاد پسر، شير زني كه نوزاد دختري به دنيا آورده بود، به نوزاد پسر خورانده ميشد، تا بهبودي حاصل گردد و همچنين برعكس اين عمل نيز امكانپذير بوده است. قدما جهت تعادل و بازگشت نيروي بدني در زني كه زايمان كرده بود، از غذايي به نام كاچي استفاده ميكردند. كه اين غذاي مقوي متشكل از آرد گندم، روغن گوسفند و هستههاي مقوي و نيرو دهنده از جمله پسته و گردو بوده است. طب سنتي تفت جهت رفع معده درد و تشنج از گياه زنجبيل و هل سبز كه داراي طبيعت گرم ميباشد، استفاده مينموده و براي رفع ناراحتيهاي قلبي و يا مغز و اعصاب از گياه گل گاوزبان به صورت جوشانده استفاده ميشده است. حجامت ازجمله عملياتهاي پزشكي در طب سنتي تفت بوده، كه در آن توسط حكيم يا طبيب و با استفاده از حيوان زالو خونگيري به شكل سنتي انجام ميگرفته است. درمان با مواد غير گياهي از ديگر شيوههاي درماني مرسوم طب سنتيتفت بوده است كه خود متشكل از روشهاي مختلفي از جمله دود درماني، درمان با خاكستر، داغ درماني است. دود درماني كه يكي از روشهاي درمان با مواد غير گياهي به شمار ميرفته، جهت بهبودي درد گوش نوزاد استفاده ميشده است. در اين روش دود سيگار و يا دود سوزانده هسته آلبالو را به گوش نوزاد فوت ميكردند. استفاده از خاكسترغالباً روشي جهت درمان كوفتگي محسوب ميشده، كه براي اين منظور خاكستر گرم را با نمك مخلوط كرده و جهت كاهش درد ناحيه دچار كوفتگي روي موضع ميگذاشتند. از ديگر روشهاي درماني كه براي درمان جوشهايي تحت نام ماده خوني يا كورك از آن استفاده ميشده است، ايجاد شكاف در محل جوش به وسيله شي نوك تيز براي خارج كردن عفونت و بهبودي بيماري بوده است. داغ درماني ديگر روشي است كه از آن براي درمان ديفتري يا دانه شارم و يا به عبارت ديگري دانه داغي استفاده ميشده است كه در اين روش يك وسيله فلزي را داغ كرده و روي موضع كه غالباً نيز در ناحيه گلو بود، ميگذاشتند تا بهبودي حاصل شود. براي درمان بيماري ذاتالريه كه به اصطلاح در آن خون بيمار در اثر سرما، سرد ميشود، قريب به 20 مثقال از خون بيمار گرفته ميشد تا بهبودي بيمار حاصل گردد. با تشکر از دکتر محمد حسین جهت اطلاع بیشتر به این سایت مراجعه کنید . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 7:46 توسط رسول |
|
|
نیمه شعبان سالروز میلاد با سعادت منجی عالم بشریت حضرت صاحب الزمان (عج) را به همه شیفتگان و عاشقان و منتظران آنحضرت تبریک عرض می کنم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 7:8 توسط رسول |
|
|
سلام
قصه را همه دوست دارن من هم ميخوام براتون يه قصه بگم . پس خوب گوش كنيد . يكي بود يكي نبود در اين دنياي رنگارنگ و در نقطه اي از كره زمين شهري بود كه در مركز ايران جاي داشت . وقتي كه از روي نقشه جغرافيايي دنبالش مي گشتي فقط يه نقطه اي اون وسطها مي ديدي . اون قديمها اسمش را گذاشته بودند تفت .دليلش رو هم هركي يه چيزي مي گه . بهترين را اينه كه به فرهنگ لغت مراجعه كنيد مطمئن باشيد يه معني خوب براش پيدا مي كنيد . اما خيلي جالبه بعضي وقتها اون را به اسمهاي ديگه اي هم صدا مي كنن . مثلا : زيبا شهر ، باغ شهر استان يزد ، دهكده ساساني و يه اسمي هم كه در اين دوران رايج است و حتي در محافل و مجالس اداري خارج از تفت با ترس و كنايه مي گن شهر چهار فرسخي . حالا ما كار نداريم كه اگر بگن تفت چه اتفاقي براشون مي افته ؟ از همه اين حرفها كه بگذريم ، جونم واستون بگه كه در همه اعصار و دوران خيلي از آدمها مي خواستند به اين شهر خدمت كنند . البته مردم زحمتكش و با صفا ي اين شهر هم براي آبادي اون خيلي زحمت كشيدند . ولي نمي دونم چرا هميشه يه عده ديگه اي از جاي ديگه اي به اين شهر مي اومدن و به عنوان : نماينده ، رئيس ، فرمانده ، قاضي ، فرماندار ، بخشدار ، شهردار و ديگر پستهاي دولتي در راس كار قرار مي گرفتند و البته كه همه قصدشان خدمت به اهالي محترم تفت بوده است . هجوم گسترده اين اهالي خدمت رسان دلايل مختلفي داره كه اگه يه كمي فكر كنيد حتما دليلهاشو پيدا مي كنيد . باورتون نميشه بعضي مواقع اين انسانهاي شريف جهت تصدي پست خدمت رساني در تفت دست به هر كاري ميزنند . اينو ميبينند به اون سفارش مي كنند كفش جفت مي كنند . دستمالهاي مختلفي تو جيب مي زارن . آخه زمونه عوض شده ، قبلآ با يه دستمال يزدي كار همه راه مي افتاد .اما حالا بخاطر بهداشت هم كه شده ، دستمال هر كسي فرق مي كنه . اگه يه كم دقت بكنيد مي بينيد كه تفت خودش يه استانه ، بخاطر اينكه از همه شهرهاي استان يزد يه نماينده در اين شهر در حال انجام وظيفه است . مثلا شهر يزد ، اردكان ، ميبد ، بافق ، مهريز ، ابركوه ، طبس ، صدوق و حتي در بعضي از دورانها از تهران ، اصفهان ، شيراز ، كرمان و خيلي جاهاي ديگه . حتما اين سوال در ذهنتون پيدا ميشه كه مگر آدم مدير و توانمند در اين شهر يافت نمي شود كه بايد از شهرهاي ديگه وارد شوند . بايد بگويم اتفاقا داره . اما اونها هم به دلايل مختلفي در بلادهاي ديگه اي در حال خدمت رساني به خلق الله هستند . چه ميشه كرد ، شايد يه بده بستونه . اي واي يادم رفت . قرار بود يه قصه تعريف كنم ولي انگار توي مقدمه جا موندم . شما تا همين جا را داشته باشيد يه روز ديگه ادامه قصه را براتون ميگم . فعلا خداحافظ . شاد باشين . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 8:20 توسط رسول |
|
|
مبارکباد بر شما سالروز میلاد حضرت امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) و حضرت امام سجاد (ع)
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 10:4 توسط رسول |
|
|
وقتي كه مبينيم يا مي شنويم فعاليتهاي فرهنگي قشنگي در شهرمون انجام مي شود طبيعي است كه احساس خوشحالي به ادم دست مي دهد چرا كه نشان از فرهنگ و پوياي جامعه و زنده بودن انسانها دارد . از بر پايي مجالس روضه خواني به مناسبتهاي مختلف گرفته تا مجال جشن وشادي و سرور كه اين يكي بيشتر در مجالس عروسي ويا جشن تولد وبعضي از مراسم مولودي خواني زنان و تقريبا مجالس خصوصي بيشتر ديده مي شود . يك سوال ؟ چرا در مجالس عزاداري و مجالس شادي كه بصورت عمومي برگزار مي شود تفاوت چنداني وجود ندارد . اما برعكس شباهتهاي زيادي باهم دارند . باور نمي كنيد . به چند نكته اشاره مي كنم : 1- مكان مراسم در يكجا برگزار مي شود مثلا حسينيه يا مسجد 2- پذيراي در هر دوحالت فرقي نمي كند يا چاي و كيك است ويا شربت و نون برنجي و اگر شام ونهاري باشد آش گندم و يا عدس پلو 3- سخنران و مداح نيز در هر دو حالت تفاوتي با هم ندارند . مثلا مداحي كه با همان ريتم و آهنگ در مجالس عزاداري مي خواند در مجالس شادي هم مي خواند كه در بعضي جاها و در مجلس شادي مردم با احتياط بجاي اينكه به سينه بزنند ، دست مي زنند 4- باني مراسم نيز در هر دو حالت يك ارگان ويا گروه ويا شخصيتهاي خاص هستند 5- طبيعي است كه وقتي اين شباهتها وجود داشته باشد . مستمعين هم در هر دو حالت يكسان هستند 6- حضور خانمومها در هر دوحالت پر رنگ است كه بسيار قابل تقدير است و اما يك نكته جالب اينكه در هر دوحالت حضور جوانها ي ايستاده اطراف و بيرون مجالس شايد از حاضرين در مجلس بيشتر باشد . علتش چيه ؟ اگر شما مي دونيد براي منهم بنويسيد . متشكرم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 12:57 توسط رسول |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام
خيلي خوش اومدد صفا اوردد قربون قدمتون |
| پیوندهای روزانه |
|
ساباط آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|